X
تبلیغات
رایتل
شنبه 24 مهر‌ماه سال 1389
کشند قرمز...... تلاقی و عصیان اسطوره ها (مطلبی از سارا رضائی)

هر چیزی ممکن است در یک اسطوره رخ دهد ؛ گویی زنجیره ی رویدادها در آن پیرو هیچ قاعده و منطقی نیست . (رولان بارت)

فیلم کشند قرمز مکانی برای جامعه شناسی جهانی صنعتی و برخورد با فضای تاریخی که ترانه آن را ساخته و امروز معشوق آن را روایت میکند و جهان دیگری که مارک ها و مارکت ها و براندها و تبلیغات، جایگزینی برای المان های تاریخ یک قوم که حال و امروز دچار تغییر در مسیر فرهنگی و سلیقه های نه تنها یک نسل بلکه همان قوم . کشند قرمز فضایی برای آشتی میان انسان و واقعیت است . انسانی که روزی از قدرت اسطوره برای زیست معنوی خود استفاده و امروز اسطوره برای وی کاربردی اجتماعی در قالب زندگی شهری و واقعیتی دارد که در این وضعیت پست مدرن به تصویر کشیده شده در این فیلم  اشیا و تصاویر و نشانه ها توسط تفاسیر اجتماعی تعریف می شوند(ویژگی وضعیت پست مدرن) 

کشند قرمز فیلمی که در آن اسطوره از کنج انزوای خویش بیرون می جهد برای تولدی دوباره در قالبهایی  متفاوت اما پذیرفته شده از سوی انسان امروز که تا پیش از این همه چیز را در قالب همیشگی اش میجستند  حتی عشق . و بنا به این گفته ی بارت باید به شکلی انتقادی محتوای هر اسطوره را سنجید و نیت اصلی ای را که فعالش میکند  بشناسیم . که در این فیلم هر اسطوره و قصه و خاطره ای برای خود دلیلی برای باز تعریف و روایتی متفاوت از آن دارد . انسان مدرن در این فیلم از حافظه ی قومی خود مدد میطلبد برای تعریف وضعیتی که در آن دچار آمده و اما این بار نگاهی نقادانه به تمام آنچه امروز رخ میدهد و فردا تبدیل به اسطوره ای هر چند نه تنها منفعل بلکه در زمان خود تاثیرگذار . و باز از نگاه بارت انسان مدرن با برخورد انتقادی با اساطیر، قدرت آن را مهار شدنی میداند همان گونه که در این فیلم این دو کارگردان مولف رابطه زندگی روزمره و  انسان مدرن را قابل درک نشان داده  و به همان خوبی به تصویر کشیده اند . به تصویر کشیدن سرخوردگی ها و شور سیاسی که در پلان مربوط به رضاشاه و انتخابات به تصویر کشیده شده.  به نظر آدورنو : جدیدترین ایدئولوژی های امروز چیزی نیستند جز شکل های دگرگون شده ی ایدئولوژی های کهن " و به بیان دیگر ایدئولوژی ها در جوامع امروزی همان نقش اسطوره در دنیای کهن را بازی میکنند .و این از زبان راوی در فیلم کشند قرمز همان خاصیتی ایست که اسطوره شهر ها ایفا میکنند و تا  وقتی از این شهر خارج نشده باشی فقط شهر میبینی که دیگر ما و اسطوره ها از در صمیمیت و هم نشینی با یکدیگر در می آییم همان طور که حضور گام های یک اسطوره و  نجات دهنده ی کودکی در گهواره که به توسط پلنگ دزدیده میشد در واقع نجات دهنده ی نسل بعد از خود، مسئولیتی که باز هم نیاز جامعه بر شانه های یک اسطوره می نهد و حضور گام های یک اسطوره و نجات دهنده ی نسل جدید در شهر در شب هایی که شهر شادی ها و نگرانی ها و پیش بینی های سیاسی و انتخاب اسطوره ای دیگر برای همان نسلی که روزی اسطوره رنج او را به دوش کشیده در واقع اسطوره ها رقبای خود را نظاره می کنند . . شهر عرصه ی رقابت اسطوره هاست .   و این که باز هم از نگاه بارت ذهنیت جوامع  امروز قدرت عجیبی  در ساختن اسطوره از رویدادهای روزمره و سیاسی و اجتماعی و . . . دارد . " با این تفاوت که اسطوره های امروز عمری کوتاه مدت و  سرنوشتی معلق و در انتظار برای تولدی دوباره در زمان و مکان و وضعیتی نه چندان مشابه با آن . .  همانگونه که در کشند قرمز با بروز پدیده ی کشند و تعریف قصه ی یوسف جمال از زبان معشوق راوی، باز هم ما در لباس غواصی آن هم غواص به عنوان انتخابی به جا توسط دو کارگردان و نویسنده برای نجات یک شهر از پدیده ای مربوط به دریاست . دریا که معاش و معنویت یک قوم است ، ما در لباس غواصی باز هم همان اسطوره و قهرمان به عنوان سمبلی از نجات دهندگی یعنی یوسف جمال را میبینیم . در این فیلم و در این وضعیت به تصویر کشیده شده اسطوره ها به حضور یکدیگر احترام می گذارند همان طور که یوسف جمال در پشت چراغ قرمز می ایستد و منتظر سبز شدن و پیش رفتن به سوی آینده ای است که انقلاب تکنولوژیک و قراردادهای شهرنشینی و اسطوره های بعد از خود آن را بنا نهاده  با این تفاوت که یوسف جمال دیگر قرار نیست پلنگی را شکار کند و منجی نسل آینده باشد بلکه اسطوره ی امروز خود تعیین کننده ی علائق و سلائق نسل خود است و همین نسل شاید خود تعیین کننده و نجات دهندگان خود را می سازد و شاید خود نیز اسطوره است . . . تلاش در ناامیدی . . . و در اینجا قهرمان عنصری از شخصیت خود را قربانی میکند . . با شلیک یکی از اعضای گروه ما به پلان پلنگ صورتی در تلویزیون شهری میرسیم . . .آنچه که امروز یک نسل را می رباید نه مانند دیروز یک پلنگ بلکه شرایطی ست از تبار پلنگ صورتی ها . و این جاست همان درگیری حس نوستالژیک ما با امروز و پیش از خود و خیلی پیش تر از خود که در قالب داستان و سینه به سینه آن هم از قصه های پدربزرگ به ما رسیده با حنا و پسر شجاع و پلنگ صورتی و در فیلم کشند قرمز تلاقی اینها با حضور عصیان گر با کاربردی نمادین و متفاوت تر یوسف جمال چه در لباس شکارچی چه در لباس غواصی و چه ، کسی که برای دخترش کارتون پلنگ صورتی میخرد . .

 شخصیت دیگر  این فیلم که  حضور غیر عینی اما ملموس تر دارد خود راوی است . صدای خسته ی راوی است که شیوه و نوع دیگری از برقراری ارتباط با معشوق در فضاها و زمان های متعدد و متفاوت  را برای ما بیان میکند . راوی لحنی فرو برنده در عمق نیازهای یک انسان به عشق را به گونه ای  پر از فاصله با معشوق بیان میکند . فاصله ای که با قصه های معشوق گویا قرار است پر شود اما نه تنها به سرانجام نمیرساند مخاطب را بل خود راوی را نیز به دنیای دور از دسترس تر و گاه ذهنیتی آشنا میکشاند و قصه های غریب او حکایت از قهرمانی که هست اما دیگر نیست . از کشند میگوید که حالا شده دلیل آدما برای آمدن به دنیای تجاری و جذاب خاصیت شهر نشینی که از همه طرف مدرنیزه آن را تحدید و تعریف میکند. پدیده ی کشند اگر جان شهر را در حاشیه ای  گرفته اما در مرکزیت آن به مارکت ها  جان بخشیده . . پاها . . پیش تر  ما رو به دریا میکشوندن اما حالا دریا خودشو به اینجا آوورده . . و راوی خود حالا دیگر اعتراف میکند که اشیا و مارک های تجاری روح دارند و سخن از دنیای درون آن ها میگویند . روای به دنبال آرامش است در معشوقی که پشت دخل در پر رفت و آمد ترین و شلوغ ترین نقطه  شهر ایستاده و کشند قرمز که دلیلی شده برای دیدار معشوق حالا در وسط پیشانی اوست . تشبیه معشوق به ساحل آرام بخش سورو جایی که تمام شهر آرامش خود را باز میابند و آیا باز میابند . . .؟  و همزیستی اسطوره ها جایی به اوج میرسد که تیتراژ فیلمی از حسن بنی هاشمی باز هم حسی نه فراموش شده و نه سرخورده بلکه در انتظار تلنگری برای تاثیری دوباره آن هم در مکانی منحصر به فرد که به گفته راوی  منحصرش مربوط به فردی است به نام ابراهیم منصفی که ذات ترانه و آواز است و عشق هایی که در این مکان راوی دوباره در تلاشی نه چندان امیدوارانه معشوق باستانی را تعریفی دوباره میکند  جایی برای عصیان و  شکستن بت ها  که در هم شکستگی بت وارگی هنر در وضعیت پست مدرن با بیان حکایت مرد شیکارپوری هندوستان مرگ دوباره و چندباره که راوی را در انتظار و بی جواب وا میگذارد . .

پست مدرنیست قوی که در این فیلم به چشم میخورد دلیلش استفاده از این سبک کیج به معنای مثبتش در مدیوم و رسانه ی سینماست آن هم گونه ی مستندش و دیگر اینکه بنا به گفته ی گلن وارد هر هنری که بر اساس رسانه باشد ظرفیت و توانایی نقادانه تری دارد .

فیلم کشند قرمز زبان دنیایی منقلب از تکنولوژی و زبان بحران دیجیتالیزه را می شناسد درک این دو کارگردان از پیرامون خویش برای به تصویر کشیدن آنچه میبینند و می اندیشند و آن را منعطف به تصویر کشیده و به آن نگاهی نقادانه دارند هر چند که ما را مسحور این رسانه یعنی سینما به این سبک و شیوه ی فیلم سازی میکند . فیلم کشند قرمز فیلمی ست که برای مخاطب امروز به معنای انسانی که به آنچه رخ می دهد به دیده ی تردید می نگردد ساخته شده . فیلمی که  به اندیشه و شناخت مخاطب احترام گذارده. فیلمی که مخاطب در آن مردد است پیرامونش را بپذیرد یا آنگونه که می خواهد تغییرش دهد .

 

واما . . .

فیلم کشند قرمز دارای ساختار منسجم از لحاظ بصری برای القای معانی و دغدغه های این دو کارگردان در قالب تصویر است . فیلم پکیجی از ذهنیات و درگیری های دنیای انسان امروز و شهریت و حضور گذشته در قالب اسطوره های بیان شده از زبان تصویر و راوی است .

از آنجا که سینما هنری گروهی برای نمایش برای مخاطبانی عظیم و گسترده است ابتدا تحلیل کارگردانی این فیلم . . .

 برادران رضایی این دو کارگردان این فیلم  به معنایdirectory))مدیریت و بیرون کشیدن فضای مورد نظر از دل داشته ها چه از لحاظ مفاهیم نهفته در دل داستان و چه ماتریال های فیزیکی تصویربرداری شده برای بیان اهداف و  مقاصدو حرفی که میخواهند بگویند  سود جسته و بهترین ها را روایت و به تصویر کشیده اند انتخاب هوشمندانه از لوکیشن ها و المان های شهری و شخصیت ها و کاراکترهای انتخاب شده در چهره ها و حس های متفاوتی که انتظارات ببیننده را از آن کارکترها برآورده میکنند به خوبی نمایش داده شده است هر چند که ایهام و دوگانگی نهفته در این فیلم چه از لحاظ مفهومی و چه از لحاظ بصری قابل تامل و از ویژگی های این فیلم و  سبک این دو کارگردان در کشند قرمز است که همان گونه اشاره شد از ویژگی پست مدرنیسم قوی مشهود در این اثر است . همین جا جا دارد از تولید خوب  این فیلم سخنی به میان آید که میشود  آن را ردیف خود پیشرو دانست  و در سینمای هرمزگان نمیتوان تولید این چنین فیلمی را نادیده گرفت هر چند که در حق نمایش و اکران عمومی آن که مرحله دیگر تاثیر گذاری هر فیلمی دانست بسی . . . که باز هم شیوه ی دیده شدن آن هم در نوع خود تاثیر گذاریش کمتر از آن نیست .


زبان سینما تصویر است . . .

حساسیت ویژه ای که  در انتخاب کادر و قاب بندی و انتخاب زوایای نوری در این فیلم نشان داده شده در راستای انتقال فضاهای متفاوت چه از لحاظ حسی و چه از لحاظ بصری به خوبی مشهود است.  قرار گرفتن این اکیپ متخصص ایمان و احسان رضایی به عنوان کارگردان و محمود شبازی تصویربردار این فیلم در کنار یکدیگر در طراحی حرکت و قاب بندی  و ارائه تصاویری جذاب و پر محتوا قطعا به نیاز مخاطب پاسخ داده شده است. ایجاد فضای دراماتیک توسط رنگهایی که در لباس و گریم بازیگران تا انتخاب آکسسوار در کنار نورپردازی خود گویای تسلط این دو کارگردان  بر هنر و تخصصشان است .

 

تدوین فرصتی برای کارگردانی دوباره  . . .

ذات سینما تصویر است و عکاسی مادر تدوین . تدوین یعنی انتخاب .انتخابی نه میان بد و بدتر بلکه انتخابی میان خوب و خیلی خوب تر و همین مسئولیت یک تدوینگر را دوچندان میکند . تدوینگر اگر عکاس خوبی باشد میتواند کادر و قاب خوب را تشخیص دهند از آنجا که تدوینگر یک پلان را با در نظر گرفتن اقتضای دراماتیک و در راستای پیشبرد داستان و به سرانجام رسانیدن مفاهیم در  کنار یکدیگر انتخاب میکند . انتخاب این تصاویر توسط ایمان رضایی تدوینگر این فیلم نوعی انسجام در ایدئولوژی و نگاه کارگردانان این اثر در بازنمایی یک فضای پست مدرن داستانی و بصری در کنار دیگر المان های این سبک مستند سازی که با فضاسازی  ای که بار ظریفی را انتخاب موسیقی فیلم برای القا و انتقال داستان و روایت و حس درونی هر سکانس ایجاد کرده و برقراری ارتباط را برای مخاطب با این اثر بسی لذت بخش و برانگیزاننده و حتی اشتیاقی دوباره برای دوباره دیدن و دوباره شنیدن این فیلم می آفریند .

 

علاوه بر آنچه معمولا گفته می شود همواره گوینده ای نیز در کار است . . .

و اما روایت . .  راوی . .  نویسنده . . متن  و  قصه

سینمای مستند داستان گو  . . روایتی منسجم از دغدغه های این دو کارگردان و نویسنده اثر با لحن تاثیر گذار راوی و زبانی اعتراف گونه . . راوی لایه لایه های درونیات و نوشته خود را صادقانه پرس و جو میکند در بستری از حکایات و قصه ها و تصاویر و شاید دلیل دیگر چندباره دیده شدن این فیلم تلفیق این سبک فیلمسازی توسط ایمان و احسان رضایی با زبان ساده اما شاعرانه نویسنده که خود نیز گفتار متن را به عهده دارد که در پی توصیف شاعرانه  نیز از آنچه میبیند و می اندیشدد از خستگی ها و نایافته . . 

تولید و صنعت سینما . . .

با دیدن این فیلم انتظارات مخاطب هم از این دو فیلم ساز و هم سطح فیلمسازی در منقطه بالا می رود و بیشتر میشود و دیگر اینکه مخاطب و ببینده فیلم کشند قرمز در انتظار دیدن یک فیلم بلند از این دو کارگردان پس از این به سر میبرند همان حسی که در زمان دیدن فیلم کشند داشتم فیلمی که دوست نداشتم تمام بشود و شاید به همین خاطر هفت بار آن را دیدم . فیلمی که هم از نظر پروداکشن و هم از لحاظ متن گنجایش و ظرفیت یک فیلم بلند را دارا بود . تولید این فیلم فراتر از سطح فیلمسازی در ردیف خود است .



پ.ن: عکسها از: روح اله بلوچی



نگاشته‌های پیشین
  • صفحه نخست
  •  
     
    بازدیدکنندگان : 338201
     

     

    موضوع بندی

    آرشیو