X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391
قیدار

این روزها زده ام توی کار خواندن کتاب . نیت کرده ام تا پایان ماه رمضان یه چنتایی کتاب بخوانم . راپورت این کتابخوانی رو براتون همینجا می نویسم . 

اولین کتابی که خیلی شانسی بدستم رسید و همین که باز کردم و چند خطشو خوندم مجبور شدم تا تهش برم، رمان قیدار بود، نوشته رضا امیر خانی . 

اینور آنور از رضا امیر خانی می شنیدم و این هم خودش یه کشش بود برای خواندن کتابش که بلاخره این چیه که اینهمه ازش حرف می زنن !! . 

این رمان در حال و هوای تهران سالهای بعد 1342 اتفاق میفته داستان آدمها لوطی مسلکیه که اینروزها کمتر پیدا میشن . یه چیز تو مایه های فیلمهای فارسی قبل از انقلاب آدم یادٍ فیلمهای مسعود کیمیایی و مرحوم فریدون گله میافته ! 

البته رمان از نظر ساختار هنری بشدت دچار آشفتگیه به نظر میاد هیچ منطقی چه رئالیستی و چه منطق استعاری ، که  در رمان بشدت استعاره حضور پر رنگی دارند  وجود نداره ! . در واقع رمان چفت و بستی نیست اما به هر حال ارزش یکبار خوندن رو داره 

این کتاب رو می تونید از کتاب فروشی های شهر بندرعباس نیز تهیه کنید ! 

در بخشهایی ازین کتاب اینگونه نوشته شده : 

قیدار استکان چای بدست می رود روی بالکن و پاپتی ها را می بیند که با گردن کج ایستاده اند . بر می گردد و شلتون براش توضیخ میدهد که پاپتی را حکومت گرفته است . بیش تر که پرس و واپرس می کند می فهمد که پاپتی گرفتار ، همان استاد سبیل قیطانی است . می فهمد که سبیل قیطانی سالها تلاش می کرده است که پاپتی ها را جذب کند و به مبارزه بکشاندشان و یحتمل منتهای ارزوش هم کاری بوده است شبیه کاری که قیدار در لنگر کرده بود ! اما عاقبت خودش هم گرفتار شده است ،یا حکومت گرفتارش کرده است و.... قیدار م خندد : - اما به خاطر پنج تمان شروع کرده بود با حزبش قر دادن ! ( صفحه 264- قیدار -  نوشته رضا امیر خانی ) 



نگاشته‌های پیشین
  • صفحه نخست
  •  
     
    بازدیدکنندگان : 338201
     

     

    موضوع بندی

    آرشیو