

یادداشتی از استاد احمد نفیسی
این که ما از ارشاد و فرهنگ اسلامی چه انتظاری داریم
را به این سوال تبدیل می کنم که آیا در خصوص فرهنگ و ارشاد اسلامی باید از دولت
توقعی داشت؟
شخصاً به فرهنگ دولتی و ارشاد اسلامی دولتی باورمند نیستم وهر چه زودتر بند
ناف فرهنگ از دولت جدا شود به نفع فرهنگ ودولت
و ارشاد اسلامی است. این توقع حداکثری از دولت داشتن یکی از توهماتی است که در
بستر افسانه سازی از وظایف انقلاب ساخته شده است.
بیش ازنیم جین وزارتخانه و سازمان و امثال آن وجود دارند که از بودجه ی دولتی
ارتزاق می کنند تا در امر فرهنگ جامعه فعالیت کنند.
ماحصل کار آنها با میزان هزینه تناسب نداردوریشه مشکل بر اندیشه ی دولتی بودن
فرهنگ است. اگر گروهی سخن از آزادی اقتصادی و اقتصاد غیر دولتی می زنند باید بیشتر
از آن به آزادی فرهنگ از قیود و بندهای سیاست و قدرت بیندیشند.
وظیفه دولت ساختن مسجد و یا اداره ی مدرسه ی علمیه دینی و امثال
آن نیست. تمامی وظایف مذهبی و دینی دولت باید در اختیار ولی
فقیه یا مراجع یا حوزه ها و دفاتر ائمه جمعه و امثال آن باشد که با روش اقناعی و
مستدل و عقلائی مردم را با مسائل مذهبی آشنا کنند و نهادهای مردم نهاد که سنوات
عدیده با مراکز دینی همکاری می کنند در این مسله مشارکت فعال داشته باشند. در مورد
چاپ روزنامه وکتاب وساخت فیلم نیز مردم و اهل نظر در تشکلهای صنفی تصمیم گیری
کنند. وظیفه دولت ترسیم خطوط محلی و بستر سازی مناسب است. وظیفه ی دولت تامین رفاه
و امنیت ملت است و بس.
چرخ ارشاد اسلامی هرمزگان بر همان محوری که می چرخیده خواهد چرخید فعلاً در
آسمان هرمزگان ستاره ائی نمی درخشد.
یادداشتی از خلیل درخورد
خلیل درخورد ـ ندای هرمزگان
ماموریت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان در این سمت به پایان رسید.
به گزارش خبرنگار ندای هرمزگان، در حالی ماموریت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان به پایان رسید که طی ماه های گذشته انتقادات زیادی از سوی برخی از حوزه های وابسته به فرهنگ و ارشاد اسلامی به وی وارد شده بود به نحوی که به خوبی اثرات آن را در تمام سطوح ارشاد استان به وضوح می شد، دید.
همایون امیرزاده پیش از مدیرکلی
همایون امیرزاده پیش از اینکه به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان منصوب شود چند صباحی تجربه ریاست بر اداره فرهنگ و ارشاد کوچک شهر زادگاه خود یعنی رودان را در کارنامه داشت. او اوایل دهه 70 به این سمت منصوب شد. وی یکی از افراد افراطی در جریان اصولگرا بود که با روی کار آمدن احمدی نژاد خود را به طرفداران رییس جمهور در استان وابسته کرده بود. وی از نیروهای رسمی آموزش و پرورش است که به عنوان مامور به خدمت طی چند سال در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان به عنوان معاون فرهنگی و مدیرکل مشغول به کار شد، اتفاقی که به گفته امیرزاده در جلسه معارفه سرپرست «: به صورت عزتمندانه و بدون منت از طرف گروهی خاص سمت مدیرکلی ارشاد را در آن زمان پذیرفتم و تا آخر نیز با این روند ادامه دادم.»
همایون امیرزاده تنها مدیر کلی بود که پیش از این به عنوان روزنامه نگار در استان برای نشریاتی مانند کیهان ، ایران و روزنامه تازه تاسیس محلی دریا به عنوان خبرنگار مشغول فعالیت بود و همین پیشینه موجب شد تا نشریات استان به خصوص محلی ها از مدیریت وی در ارشاد حمایت کنند. در همین سمت ها بود که او در دوره دوم خانه مطبوعات در انتخابات این تشکل شرکت کرد و به عنوان عضو شورای مرکزی خانه مطبوعات انتخاب شد. او با همین حمایت توانست تا دبیری خانه مطبوعات نیز رشد کند عنوانی که سهولت رسیدن او را تا سمت های معاونی و مدیرکلی ارشاد هموار کرد. وی دو دوره دبیر خانه مطبوعات بود. او همزمان با کار در آموزش و پرورش روزنامه نگاری و سردبیری روزنامه دریا را در ابتدای فعالیت این نشریه هم بر عهده داشت و از بنیان گذاران این نشریه محسوب می شود.
امیرزاده دوره دوم دبیری خانه مطبوعات استان را سپری می کرد که محمد جعفر بهداد از یاران رییس جمهور و همکاران وی در کیهان مدیرکل وقت ارشاد هرمزگان شد و او را به عنوان معاون فرهنگی خود منصوب کرد. او نزدیک به دو سال در این سمت مشغول بکار شد و پس از رفتن بهداد از اداره ارشاد هرمزگان در حالیکه در دفتر رییس جمهور مشغول به خدمت بود از مدیرکلی امیرزاده در ارشاد هرمزگان حمایت کرد.
دعواها کلید خورد
امیرزاده سال اول را بدون تنش و دردسر، با آزمون خطا مدیرکلی را پشت سر گذاشت. هرچه زمان رو به جلو می رفت وعده های داده شده از سوی مدیر کل بیشتر انباشته و مطالبه می شد. او نیز تلاش می کرد به عنوان یک مدیر، کارها به شکل مطلوب به پیش ببرد اما ظاهرا نبود مشاوران لایق خواسته های مدیرکل را تحقق نبخشید. کم کم تقابل برخی از فعالان بخش فرهنگ پررنگ تر شد. این اختلافات بیشتر در بین هنرمندان بویژه هنرمندان بخش تئاتر نمود یافت. تئاتری های استان هرمزگان که آوازه یی در کشور و مرکز دارند چندان از وعده ها وعملکرد فرهنگ و ارشاد راضی نبودند سال 88 در روز تئاتر حضور پررنگی یافتند و سالن پر از هنرمندان تئاتر شد. مدیرکل فرهنگ و ارشاد نیزکه در آن جلسه حضور یافته بود هنرمندان موقعیت را برای نشان دادن اعتراض خود مناسب دیدند و بالای سن رفتند و بدینوسیله همگی اعتراض خود را به وی نشان دادند.
این اعتراض اگرچه اختلافات درون حوزه فرهنگ را نمایان کرد اما برای انجمن تئاتر خوش یمن نبود و مدیرکل ارشاد در یک اقدام انتقام جویانه تصمیم به انحلال انجمن تئاتر استان گرفت. با اعلام انحلال انجمن تئاتر، دیگر رونق به تئاتراستان تا این زمان برنگشت.
اختلاف با هم صنفی ها
همایون امیرزاده پس از اینکه مدیرکل ارشاد شد وعده داد که وضعیت نامطلوب و شرایط سخت مطبوعات هرمزگان را سر و سامان دهد به همین خاطر قول داد به خواسته های مطبوعات جامه عمل بپوشاند. پس از اینکه امیرزاده مدیرکل ارشاد شد از شرکت در انتخابات دور بعد خانه مطبوعات انصراف داد. وی که ارتباط خود را با خانه مطبوعات حفظ کرده بود وعده های برگزاری کلاس های آموزشی، احداث چاپخانه، توزیع عادلانه آگهی های دولتی بین نشریات و... به مطبوعات و تشکل آنها یعنی خانه مطبوعات داد. وعده هایی که هیچ وقت عمل نشد و بعدها به عنوان مطالبه اصلی خانه مطبوعات و نشریات بدل شد. این وعده ها در ابتدا اگرچه اهالی رسانه را بیش از پیش خوشحال کرد اما چندان دوام نیاورد. عملی نشدن وعده ها اهالی رسانه را بر آن داشت تا خواسته شان از طریق خانه مطبوعات پیگیری شود. هیئت مدیره خانه مطبوعات نیز این موضوع را بویژه در دوره فعلی به شدت دنبال کرد و علیرغم وعده های مجدد مدیرکل همچنان بی نتیجه ماند. رسانه ها که مطالبه خود را از طریق خانه مطبوعات دنبال می کردند از هیئت مدیره خواستند تا موضوع را شفاف سازی کند. این شفاف سازی ها سرانجام به نشریات کشیده شد. از آنجا که مدیرکل این اقدام را چندان به مذاق خود مناسب ندید ارتباطش را با خانه مطبوعات محدود کرد، به همین خاطر در جلساتی که خانه از وی برای پاسخگویی به اهالی رسانه دعوت می کرد حضور نمی یافت.
انحلال غیر قانونی که به سرانجام نرسید...
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان در مراسم پسین مطبوعات حاضر نشد. همچنین در مراسم راه اندازی دفتر جدید خانه مطبوعات نیز شرکت نکرد و مانند انجمن تئاتر استان تلاش کرد به هر شکل ممکن حکم انحلال خانه مطبوعات را بگیرد. به همین خاطر برای خلاصی از دست همکاران پیشن خود راهی جز انحلال غیرقانونی خانه دیگر راه حلی به ذهنش نرسید، متاسفانه مدیرکلی که می رفت از خود خاطرات خوبی را از دوران صدارتش در ارشاد بجا گذارد درمجموعه های اداری و غیره مشاوران نیک اندیشی نبود تا این تهدیدات را به فرصتی بجز برخورد به مدیرکل تبدیل کنند. تمرکز و صرف انرژی بیش از حد مدیرکل و مشاوران وی در انحلال خانه مطبوعات به نظر یکی از مهمترین عوامل پایان ماموریت همایون امیرزاده در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان رقم زد . زیرا اعضای خانه مطبوعات در مقابل انحلال غیرقانونی مدیرکل خواسته ایستادند واز آن به شدت دفاع کردند و مراجع قانونی نیز از این بابت راهی جز تایید خانه مطبوعات نداشتند به همین خاطر تلاش های مدیرکل وقت ارشاد به نتیجه نرسید .
نمایندگان هم علیه مدیرکل
نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز از همان ابتدای شکل گیری اختلافات، حق را به مطبوعات دادند و قول دادند که اجازه ندهند مسائل از راه غیر قانونی دنبال شود. محمد آشوری، سید مصطفی ذوالقدر، جباری و میرخلیلی از جمله نمایندگانی بودند که جدای از حمایت اهالی مطبوعات از عملکرد مدیریتی امیرزاده به شدت انتقاد کردند. آخرین انتقادات هم جباری نماینده غرب استان در مجلس علیه امیرزاده بر زبان راند که البته در یکی از همایش ها که متصل به پایان ماموریت مدیرکل ارشاد شد به وی پاسخ داد.
اختلاف با انجمن سینمای جوان
اختلافات در حوزه فرهنگی که تقریبا به همه بخش ها سرایت کرده بود دامن انجمن سینمای جوان را هم گرفت. رئیس این انجمن مجبور به استعفا شد اما بعد از مدتی دوباره برگشت. برگشت خداکریمی رئیس انجمن سینمای جوان باعث نشد که اختلافات کنار گذاشته شود.لذا او دوباره کنار رفت و فعالیت عادی این انجمن هم به حالت تعلیق در آمد. به همین خاطر امسال جشنواره عکس و فیلم اردیبهشت با حذف بخش فیلم برگزار شد.
همایش های متعدد با سالن خالی
از زمانی که اختلافات افزایش یافت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی تصمیم گرفت با برگزاری همایش های مختلف دست به ترمیم نگاه ها به این حوزه زند. از همین رو این جشنواره ها برگزار شد، اما اغلب سالن های محل برگزاری همایش خالی بود. البته استقبال از برخی همایش ها نیز همانند گذشته به نظر خوب می آمد که از جمله آن می توان به برگزاری تئاتر ضامن آهو اشاره کرد.
حمایت از انجمن موسیقی
انجمن موسیقی استان هرمزگان از معدود انجمن هایی بود که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی از آن حمایت جدی کرد. این حمایت بعد از اختلاف با سایر بخش ها بیشتر شد. این انجمن تنها انجمنی است که از عملکرد همایون امیرزاده دفاع کرده است .
خداحافظی بی سروصدا
و سرانجام همایون امیرزاده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از ماه ها اختلاف شدید با حوزه های مختلف بخش فرهنگ، چهارشنبه گذشته ماموریت خود را تمام شده دانست و صندلی حوزه فرهنگ را به سرپرست واگذار کرد. او اگرچه به طور رسمی تودیع نشده اما از روزچهارشنبه پیشدار معاون فرهنگی وی این سمت را عهده دار شده است. اتفاقی که کاملا در سکوت و دور از چشم دوربین خبرنگاران رخ داد.
با این حال فعالان این بخش انتظار دارند با تجربه ای که پیشدار طی چند سال در اداره فرهنگ و ارشاد دارد و خود از نزدیک با مشکلات زمان مدیرکل مستعفی آشناست، همانطور که امیر زاده در استعفایش به خوبی گفته « به دلیل شرایط ایجاد شده علیرغم آمادگی کامل "، امکان استمرار خدمتگزاری در این مسئولیت وجود ندارد » وضعیت ارشاد و فاصله هایی که در حوزه های مختلف افتاده است ترمیم نماید تا امکان خدمت کردن به مردم در دوره سرپرستی وی فراهم شود.
امیرزاده در راه مجلسی شدن؟
برخی شنیده ها نیز حاکی از کاندید شدن امیرزاده برای نمایندگی مجلس است.اینکه او خود را برای کاندید شدن در شرق استان آماده می کند یا خیر باید منتظر ماند و تحلیل آن را به آینده واگذار کرد.
راه یابی فیلم هز به کارگردانی یوسف محمود پور فیلمساز هرمزگانی به اولین جشنواره ملی فیلم جلوه های آب .
پ.ن این جشنواره در استان اصفهان برگزار می شود .
پ.ن همسر یوسف محمود پور خانم آمنه آگوش نیز تنها هرمزگانی حاضر در بخش عکس این جشنواره هستند .
پ.ن آقای یوسف محمود پور و همسرشان ساکن روستای هنگویه فرامرزان بستک هستند .
درباره عبدالله ژیانفر دوستان گفته اند و نوشته اند تکرار نمی کنم . فقط تنها نکته ای که می ماند تقدیر و تشکر ازین حرکت دوستان ؛ اقایان سیاورشن ؛ بهشب عباسی ؛ مرتضی نیک نهاد ؛ شهاب ابروشن ؛ محمد سایبانی ؛ محمد ذاکری ؛ علی رضایی شریف و همه دوستانی که نگذاشتند این کار جوانمردانه عبدالله ژیانفر در سکوت فراموش شود . ژیانفر به ما آموخت که فتوت و جوانمردی نمرده است . در کتابهای دبستان خوانده ایم و بسیار خوانده ایم از فداکاری پطروس فداکار که انگشتش را در سوراخ سد کرد و مردم یک روستا را نجات داد و یا از خود گذشتگی دهقان فداکار که با آتش زدن لباسش مانع برخورد قطار با کوه شد . کاری که عبدالله ژیانفر کرد بیش از اینها باید ارج نهاده شود پیش نهاد من این است که ازین پس اسلکه شیلات را به نام اسکله عبدالله ژیانفر نام گذاری کنیم . کلامم ناتوان است در شرح فتوت عبدالله ژیانفر دوستان به خوبی توصیف کرده اند و اینجاها بخوانید .
سیاورشن - بهشب - لاتیدان - لییی
عکسهای بیشتر از مجید جمشیدی
کارگاه ۵ روزه پیرامون فیلم مستند توسط استاد همایون امامی از روز شنبه ۲۸ خرداد در صدا و سیمای مرکز خلیج فارس برگزار می گردد . علاقه مندان جهت ثبت نام به واحد تولید سیما با شماره تلفن : ۳۳۳۳۳۸۴ تماس بگیرند
فهرست اسامی مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان
سایت مردم شناسی و فرهنگ یک سایت جامع در مورد جامعه ؛ هنر ؛ فرهنگ و انسان است و بشدت برای مطالعه توصیه می شود . به قسمت شاخه های سایت بروید و شاخه مورد علاقه را انتخاب کنید و لذت ببرید .
مکان نمایشگاه:بندرعباس،خیابان آیت ا... غفاری نرسیده به پمپ بنزین چهارراه شهناز،فرهنگسرای طوبا،طبقه دوم نگارخانه مرحوم گرمساری.
«موشی» درخانه ی کشاورزی تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند: تله موش مشکل توست؟ ربطی به ما ندارد !! . . . . «مار» در تله افتاد و هنگامی که زنِ خانه خواست مار را آزاد کند مار ، زنِ خانه را گزید سپس از «مرغ »برای زن سوپ درست کردند و«گوسفند» را برای عیادت کنندگان سربریدند ، زن خوب نشد و مُرد ، سرانجام «گاو» را برای مراسم ترحیم کشتند . در تمامِ این مدت ، موش از سوراخ دیوار می نگریست و می گریست . . .
منطقه ی حفاظت شده ی «گنو »به عنوان ییلاق مردم بندرعباس و تنفس گاه بزرگ این شهر همراه با طبیعت کم نظیرش در زیر چکش های بی رحم سنگ شکن قرار گرفته است.
مردم روستاهای کوهپایه ی گنو هم اکنون در حال مقاومت و تلاش برای محافظت از این میراث طبیعی ؛ جهانی ما هستند گنو متعلق به تمام مردم ایران است و همه باید برای نگه داری از آن تلاش کنند نه تنها مردم روستاییه تنها که دستشان به جایی بند نیست . نگذاریم گنو هم به سرنوشت روستای جمال احمد دچار شود
بندر عباس سال ها سر بردامن گنو اشته است.
به فکر این مادر طبیعی باشیم.
شهاب آبروشن در وبسایت شخصیش در هفت پنجره با هفت نفر از دوستانش مصاحبه کرده بود . دوستانی که هر کدوم در شاخه های مختلف فرهنگی و اجتماعی فعال بودند. . من دیدم بهترین فرد برای گفتگو خود شهاب آبروشن و با گرته برداری از طرح شهاب و درادامه ی هفت پنجره ، پنجره هشتم رو اختصاص دادم به خود شهاب .
شهاب آبروشن به گفته خودش از ده سالگی در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان در زمینه داستان و شعر فعالیت می کرده و در سال ۱۳۸۲ در موسسه بانو فیلم زیر نظر آقای نادر رونده دوره های آموزشی سینما را طی می کنه و در همون سال ۸۲ وارد انجمن سینمای جوان بندر عباس می شه و اولین ملاقات من با شهاب در همین سینمای جوان بود .
یک جوان خوش اخلاق پر تحرک با لبخندی همیشگی بر لب و داشتن روحیه ای طنز .
شهاب از همون اول هم دوست داشت از پیچیدگی ها و مناسبات دست و پاگیر سینما عبور کنه.
خودش به شوخی می گفت (( دارم کلک مرغابی می زنم )) و بزرگترین نکته ای هم که من از شهاب آموختم همین عبور از چیزهایی بود که دست و پای سینما را می بست و کار سینما رو لنگ می کرد و من این نکته رو مدیون شهابم .
شهاب هم اکنون مشغول پیش تولید فیلم جدیدش هست که هنوز عنوانی براش انتخاب نکرده، یک فیلم کوتاه داستانی .
فیلم شناسی :
-سوم شخص مفرد ۱۳۸۳-هیس ۱۳۸۳-با احتیاط حمل شود۱۳۸۳-پشت در رسیدم بگم کی هستم ؟ ۱۳۸۴(حضور در بیستو چهارمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران) –نسخه بازبینی ۱۳۸۵(حضور در جشنواره منطقه ای انجمن سینمای جوانان ایران- سنندج)- قطب جنوب ۱۳۸۶ – دنیای کوچک و من ۱۳۸۶ ( کسب مقام اول از جشنواره ملی فیلم 100حوزه هنری ) – درد ۱۳۸۸ – و فیلم تمام نشده هرمز ۱۳۸۷.
چرا سینما ؟ اول کار با یک ذهنیت دیگه ای وارد سینما شدم ولی بعدها نظرم
عوض شد و احساس کردم که انتخاب درستی انجام دادم وکلا اون راهی که داشتم می رفتم
شکل درست تری گرفت از نظر خودم البته . ویک نکته خیلی مهم که به نظر من هست اینکه
می تونیم ما از طریق سینما وارد علوم دیگه بشیم و ازشون سر دربیاریم ولی شما با
هیچ علوم دیگه ی نمی تونید صرفا علم سینما رو بدست بیارید . -پیشنهادت برای رشد و پیشرفت سینمای هرمزگان چیه ؟ اگر همین تعداد فیلمسازایی که هستن سطح مطالعه و آگاهی شون
رو نسبت به سینما زیاد کنن و در ادامه فیلم هم بسازند قطعا یک حرکت رو به جلو و رو
به رشدی خواهد بود و اینکه به طبع اون افراد دیگه ای هم وارد این حوزه میشن و
نیروی انسانی بیشتری جذب سینما میشه . -تو یکی از کسانی هستی که قبل از ورود به دانشگاه وتحصیل در
زمینه سینما به کار فیلمسازی مشغول بودی دانشگاه چه تاثیری بر روند فیلمسازیت
داشته ؟ مهمترین تاثیری که دانشگاه گذاشته این بود که من با وسواس
بیشتری کار می کنم و شاید این اتفاق یکمی لطمه بزنه به روند فیلمسازیم و هر کسی که
وارد رشته سینما بشه یا هر رشته دانشگاهی دیگه
یا اصلن هرکسی که وارد دانشگاه میشه
و به صورت آکادمیک تحصیل کنه ازش یه توقع دیگه ای دارند و این توقع مسئولیت
سنگین تری میاره و نگاه دیگران رو نسبت به من عوض کرده دانشگاه . -
یعنی دقتت بیشتر شده ؟ - اره دیگه چون من از سال ۸۳ تا ۸۶ یعنی سه سال حدود شش یا هفت فیلم ساختم ولی از سال ۸۷ که وارد دانشگاه شدم تا الان یه دونه
بیشتر فیلم نساختم تفاوتش توی اینه . چرا همیشه روایت فیلماهات پایان باز دارند ؟ بهش توجه نکردم زیاد ( با خنده ) شایدم یه دوره ای فیلم
ساختم که پایان بسته داشته باشه . اصلا خودم تعریف
درستی ندارم از پایان باز این چیزیه که شماها می گین -من به عنوان مخاطب پرسیدم می دونم ولی من فکر می کنم هر جایی لازمه فیلم تموم بشه
باید تموم بشه حالا پایان باز باشه یا بسته . شایدم همون پایانهای بسته هم صرفا
پایان بسته نباشند . همینگوی میگه اگر داستان همه شخصیتها رو ادامه بدیم به مرگ ختم میشه . به هر حال هر
چیزی می تونه ادامه پیدا کنه دیگه یعنی همون پایان بسته هم می تونه در واقع یک
پایان باز باشه که ما ادامه اش ندادیم فقط فکر می کنیم که پایان بسته است . -پس کلا قبول نداری که پایان فیلمهات مشخص نیستن ؟ اخه من
که با چنتا از مخاطبای فیلمات صحبت کردم
می گن یه جوری پایان فیلمهات مشخص نیست و سر انجامی ندارند ؟ اینو قبول داری ؟ نه اینو قبول ندارم . چون این تعاریف تعاریف مشترکی نیستن بین من و مخاطبم برای من
ممکنه اون داستانی که دارم روایت می کنم همونجا تموم بشه و اینکه قطعا بعد از اون
روایت اتفاقاهای دیگه ای هم می تونه بیفته ولی خودم به شخصه نمیام بشینم بگم حالا
این فیلم پایانش باز باشه یا بسته هر جا
که احساس کنم فیلم باید تموم بشه تمومش می کنم. یعنی با این ذهنیت
نمی ری که یک فیلم پایان بسته یا باز
بسازی ؟ نه با این ذهنیت نمی رم ولی می گم این لفظ پایان باز بر
اساس تعاریف من هر داستانی می تونه یک پایان باز داشته باشه و می تونه ادامه پیدا
کنه یعنی هر دوتاش قابلیت ارئه داده شدن داره . -چرا کوتاه ؟ چرا انقدر کوتاه ؟ فیلمام منظورته ؟ -اره احساس می کنم هر روز داره کوتاه تر میشه و احساس می کنم که
هر روز دارم از یک پارا گراف به یک جمله از یک جمله به واژه و شایدم در نهایت به
یک حرف برسم . و دست خودم نیست نمی دونم چرا ، ناخواسته است . -همین چراش رو می خوام نا خواسته است و داره اتفاق می افته و شایدم یه روزی من از
یک فیلم چندین دقیقه ای به یک پلان چند ثانیه ای برسم اگرچه همین الان دارم دست به
تجربیاتی در این زمینه می زنم ولی همه اش
ناخواسته بوده احساس می کنم تفاوت من با اونایی که به سادگی می رسن اینه که اونا
انقدر می دونن که به این مرحه میرسن و من به خاطر اینکه شاید خیلی چیزها رو نمی
دونم . -به نظر من فردیت آدمها توی فیلمهای تو حضور پررنگی داره
شخصیتهای فیلمات کمتر با محیط پیرامونشون در گیرند چرا اینجوریه؟ و ریشه اش در کجاست ؟ من دارم تو یک
جامعه زندگی می کنم خب ؟ که این جامعه به اندازه کافی انقدر پستی ها
و بلندی ها داره که من اگر برم راجع به یک آدم فیلم بسازم که تنها دغدغدهای
شخصی خودشو داره ، اون آدم نا خواسته یک پای قضیه رو شکل میده و درواقع یک پای
جامعه است و این آدم هم داره توی همون جامعه زندگی می کنه و دغدغه هاش هم ماحصل همون جامعه
است . می دونی میخوام بگم فردیت توی فیلمات بر رنگه مثلا توی فیلم
پشت در رسیدم بگم کی هستم ؟ یا همون فیلم اولیت یا فیلم قطب جنوب ،دغدغه ها فردی
هستند یا یه جوری فرد با فرد مشکل داره و یک مساله فردی مطرح میشه . حالا مثلا توی
فیلم قطب جنوب یک زن هم به این فردیت اضافه میشه و با وجود اینکه دونفرند ولی
جنسیتی متفاوت دارند که باز هم هردو شخص مساله فردی رو دارن مطرح می کنند البته
شهاب من در مقام قضاوت نیستم و نمی خوام ارزشگذاری کنم فقط دارم به عنوان مخاطب
فیلمات سوال می پرسم و می خوام بدونم ریشه اش در کجاست ؟ می دونم می دونم . ببین یا ما داریم فیلمی می سازیم که درباره جامعه ای هست که داریم
توش زدنگی می کنیم یا اینکه نه داریم
فیلمی می سازیم که مربوط به جامعه است . خب ؟
شاید فیلمی که جامعه توش نقشی نداره مثلا فیلم پشت در رسیدم بگم کی هستم ؟
به قول توی احسان رضائی در مورد یک جامعه نیست ولی مربوط به جامعه مذهبی ایرانه که
داریم توش زندگی می کنیم می دونی چی می خوام بگم ؟ اره می خوام بگم هیچ وقت اینو نمی شه جداش کرد ناخواسته این
آدمها ارتباطی با خود جامعه دارن شاید اشاره مستقیم نکنم توی فیلمام . ولی قطعا اون فیلمی که می سازم یک ارتباطی با جامعه ای که
توش زندگی می کنم داره . -درواقع یه جوری فیلمهات درباره آدمهاست یا راجع به
انسانهاست و شایدم اینجوری خواستی یک زبان جهانی تری رو انتخاب کنی تا همه آدمهای
دنیا بتونن با فیلمات ارتباط برقرارا کنن . من اینجوری فکر می کنم . اره درسته تعریفت از دوستی و رفاقت چیه ؟ آیا آدم رفیق بازی هستی ؟ ( یک سکوت طولانی در حد یکی دو دقیقه) خنده ( ودوباره سکوت ) این جمله نمی دونم از کیه می گه : دوست برادریه که خود آدم انتخاب می کنه من احساس می کنم (یک سکوت طولانی ) خنده (و دوباره سکوت) تعریفی از دوستی و رفاقت ندارم اما آدمی هستم که رودرواسی زیاد دارم ولی هیچ مشکلی با هیچ یک
از دوستام ندارم ولی خیلی ها شاید باهام
مشکل داشته باشن ( سکوت ) - نقش سیاست و تاثیرش
رو توی زندگی آدمها به چه میزان می بینی ؟ من ادم سیاسی نیستم که بخوام به این سوال جواب بدم و هیچ
تعریفی هم از سیاست ندارم مثل خیلی چیزهای دیگه که ازشون تعریفی ندارم . ولی بنا به اون چیزی که دیگران از سیاست می گن یک ارتباط تنگاتنگی بین سیاست و سرنوشت آدمها
هست . شاید سیاست در خوشبختی آدما نقشی
نداشته باشه اما در بدبختی آدما معمولا نقش داره . پ .ن داشت یادم می رفت شهاب به کدوم فیلمساز خارجی و داخلی علاقه داری ؟ من فیلمهای آقای کیارستمی رو دوست دارم و فکر می کنم سینمای برسون به سینمای من نزدیکتره و
کیارستمی هم به این سینما نزدیکتره و حتی اگه بخوایم بگیم داره کپی برداری می کنه از این نوع سینما
و من فکر نمیکنم همچین چیزی باشه یکسری اشتراکاتی بین اینا هست و من خودم این
اشتراکات رو توی سینما می پسندم . از سمت راست - شهاب آبروشن - امیر شهاب رضویان - طهماسب صلح جو - ( جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران)
رسانه بندریها برگزار میکند:
اولین فستیوال موسیقی آلترناتیو (Alternative) [ سیم هفتم ] با حضور هنرمند برجسته ی کشور رضا یزدانی
چهارشنبه 4 خرداد تالار آوینی ساعت 8:00 شب
اسامی هنرمندان شرکت کننده در فستیوال:
منصورعابدینی ،مسعود عابدینی ،کاوه شمس ،مهران میرزاده ،کمال کمالیان ،پیام قاعدی ،مسلم عابدینی ،تورج حاجی پور،حسین رستمی ،عرفان پاسلار ،احسان شمالی، محسن خاش ،مهدی رنجبر ،سینا سنگرزاده ،پدرام عسکری،محمد نجف پناهی ،رضا جعفری ، محمد حاجی پور ،مغداد اسفندی ، فرشید ادهمی، امیرفرهنگ کمائی ،محسن نوری نصب، کاوه طغرالجردی ،ایمان رضایی ،Farshad7 ،سعید توزنده جانی
حمایت کنندگان: شرکت هنرمندان خاک جنوب - انجمن موسیقی هرمزگان
جهت اطلاعات بیشتر به سایت مراجعه کنید :
www.Bandariha.com
تئاتریکال نوشته های ایسا صادقی
راه یابی فیلمهای دست به کارگردانی احسان و ایمان رضائی و اهل هوا به کارگردانی احمد بازماندگان قشمی به جشنواره بین المللی فیلم کیش .
پ.ن .دیگر عوامل سازنده فیلم دست : مدیر تصویربرداری حسن بردال - مدیر تولید و طرح احسان نفیسی . با حضور احمد کارگران - بابک بافهم - دریا سایبانی - صمد صابری- زهرا کمایی بهرنگ عباس پور- با تشکر از محمد سایبانی - منصور وحدانی . تهیه کننده: شهرام علیدی
یک - امیدوارم سال جدید سالی باشد همراه با سلامتی ؛ برکت و شادی که شادی تنها شکرانه زندگیست .
دو - نوروز نماد جشن پیروزی طبیعت است ؛ پیروزی بهار بر زمستان ؛ پیروزی سبزی بر سیاهی و به شکرانه این پیروزی باید جشن گرفت و شاد بود که شادی تنها شکرانه زندگیست .
سه - سال ۸۹ سال عبثی بود تلخ و غمناک گذشت امیدوارم سال ۹۰ سالی باشد همراه با نشاط و شادی که شادی تنها شکرانه زندگیست .
پی نوشت : عکس از ایمان رضائی
نمایش فیلم کشند قرمز به کارگردانی احسان و ایمان رضائی پنجشنبه ۱۲ اسفند ساعت ۱۵ تا ۱۷ تالار بتهوون خانه هنرمندان جشنواره تصویر سال .